تبلیغات
میوه دلمان، نور چشممان دلنیا - حدیث نفس
ربنا هب لنا من أزواجنا و ذریتنا قرة أعین واجعلنا للمتقین اماما
میوه دلمان، نور چشممان دلنیا
دوشنبه 26 مرداد 1394 :: نویسنده : مان الا

...

این روزها پُرم از احساس های رنگین، گاهی صورتی، گاهی ارغوانی و گاهی هم خاکستری... خاطرم مُلوّن می شود با افکار مختلف، گاهی آنقدر پُر می شوم از سبکی که تا ناکجا پَر می کشم و گاهی آنقدر سنگین که در لحظه می مانم و خُسران را چون جامه ای تیره بر گذر ایامم می پوشانم... بعد دلم می سوزد برای از دست رفته ای که دگر باز نمی گردد، لحظه... گاهی نامهربانی های اطرافم آنچنان مرا از من دور می سازد و چنان دردمند خود فراموشی می شوم که گویی در اندیشه کوچکم "خود" نقشی از زنگار ندارد...و چه بد دردی است این خود فراموشی...اینجاست که جان و دلم میلرزد به ندای لطیف آن حسیب بی همتا که تلنگرم زد با این آیه "آیا مردم گمان کرده اند تا بگویند ایمان آورده ایم رها می شوند و آزمایش نمی شوند؟؟(عنکبوت(2))". خیالم خالی میشود از تمام تفکرات منفی که منافی حال خوش "من" است. من می مانم و راست آزمایی مهربان پروردگارم... خجلت زده می شوم از کوچکی قلبم و اندیشه ی کوتاهم که اینگونه مرا درگیر دیگران  نمود و در دار ضعف خودم آویخته شدم.

این قانون خلقت است: آنگاه که فکر کردم "من" بزرگم، بیشتر شکستم. چرا که نامهربانی هایی که زاییده کوچکی فرد مقابلم بود مرا خم کرد...روشن است من  ضعیف تر بودم... روح قدرتمند در مقابل ضعیف نه تنها نمی شکند بلکه قدرت را به او می آموزد، می گذرد و لبخند می زند، این یعنی قدرت روح...آنکه می رنجاند ضعیف، و آنکه می رنجد ضعیف تر. پس به قول بزرگی "مَرَنج و مَرَنجان"، این یعنی راز خوشبختی...

"مرنج و مرنجان"... دلم آرام می گیرد، کم کم سبک می شوم و صورتی. باید رشد کنم، سربالایی تکامل گاهی نفس گیر می شود اما غیرممکن نیست، آنچنان آرامشی در پس هر گام صعود اخلاقی نهفته است که حاضر نیستی یک لحظه این آرامش را با دنیایی عوض کنی. لغزش و غفلت همیشه در کمین است، گاهی آنقدر سریع اتفاق می افتد که وقتی به خود می آیی می بینی خیلی سقوط کردی...آگاهی در لحظه مهم است، آمادگی از قبل برای لحظه های سخت، که آن هم جز با تمرین و ممارست میسر نمی شود، گام های آهنین و دیدن افق های برتر...

اینجاست که می فهمی قرار گرفتن آن "نامهربان" (به اصطلاح خودت) در مسیر زندگی، چیزی جز رشد برای تو نمی تواند داشته باشد، و این در پازل تکاملی زندگی جزئی لاینفک است. چقدر مهم است اطرافم را با چه نگاهی می بینم، نوع نگاهم می تواند راهی برای صعودم باشد و گاهی سقوط...

و این داستان زندگی ادامه دارد...

        





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

سه شنبه 17 شهریور 1394 11:53 ق.ظ
خودسازی صبوری میخواد
امیدوارم به هر چی میخوای برسی
ولی بنظرم این متن و عکس با هم همخونی نداشتن
با توجه به شناخت من و دلنوشته هات شاید عکسای دیگت بیشتر میخوردن بهش...
البته شایدددددد
سه شنبه 27 مرداد 1394 02:12 ب.ظ
واى خداى من اصلا تو ذهنم یه جور دیگه تصورت میکردم الى جون خیلى ماه و زیبا رو هستى ...
خدا حفظت کنه دوست خوب و مهربونم .
مان الا قربونت برم عزیزم شما زیبا بین هستی
چطور تصور می کردی؟
سه شنبه 27 مرداد 1394 02:10 ب.ظ
الهى من فداى مامان الاى خوشگل و ناز بشم ...
خانومى چقدر شما شیرین و دوست داشتنى هستین...
هزار تا بوس واسه شما دوست عزیز و قشنگم .
مان الا فدای شما سپیده نااااااااااااز
نگاهتون دوست داشتنیه
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


درباره وبلاگ


چهارشنبه، 6شهریور 1392، ساعت 2:45 عصر خداوند ناب ترین حس دنیا یعنی مادر شدن و پدر شدن را به ما هدیه داد. دلبندمان را دلنیا نام نهادیم؛ به معنای کسی که با آگاهی به آرامش می رسد، دارای دلی آرام و مطمئن.
خدای مهربان سپاس بیکران

مدیر وبلاگ : مان الا
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :