تبلیغات
میوه دلمان، نور چشممان دلنیا - 15 ماهگی دخملی
ربنا هب لنا من أزواجنا و ذریتنا قرة أعین واجعلنا للمتقین اماما
میوه دلمان، نور چشممان دلنیا
یکشنبه 16 آذر 1393 :: نویسنده : مان الا

 

این ماهگرد هم عاطفه اعداد رخ نمایی کرد و کلی برامون جالب بود. هم 15 ماهگی دلنیا که برابر با 65 هفته ش بود، داشتیم و هم پیوند مان الا و باباجون که اون هم 65 ماهه شد (5 سال و 5 ماه). خلاصه تو روزامون یک عالمه 5 عاشق داشتیم. به مبارکی این اعداد عاشقانه هم کلی هم کادو و شیرینی و...

روزها هرچی که جلوتر میره، دخملی ما هم داره بلاتر میشه، دیگه یک وقتایی حسابی کم میارم...اما یهو دلبری پیشرفته تری نشون میده و انرژی زیستن میگیریم وگرنه... این روزا دلنیا دوباره علاقه شدیدی به فیلم هاش (بی بی انیشتن) پیدا کرده و روزی صد بار می بینه، موقع دیدن هم باید کنارش باشم و به من تکیه بده وگرنه صداش در میاد. دیگه کل فیلم رو حفظه و قبل شروع هر آیتم صداش رو درمیاره... تو قسمتی از فیلم، نقش اصلی به گل آب میده، دلنیا هم یاد گرفته و گلهای بیچاره ما روزی هزار بار آب می خورن، البته کاشکه فقط آب باشه، شیر و چایی و هر چیز مایعی رو به این گلها میده... به همین خاطر هم کمتر تو فنجون بهش آب میدم... موقع غذا خوردن هم باید چند تا ظرف جلوش باشه و دائم غذا رو از این ظرف به اون ظرف منتقل می کنه...

دردونه خانوم نماز هم می خونه، دستاش رو می بره بالا و از سرش به سمت عقب فاصله میده و یهویی میندازه پایین این تکبیرشه، بعده  تکرار اصواتی مبهم زیر لب، از حالت ایستاده، مستقیم سجده میره، البته بیشتر تمایل داره روی این پایه های مهر که مخصوص سالمندانه استفاده کنه، و خیلی به خودش فشار نمیاره.  

خدا رو شکر وضعیت خوراکش بهتر شده و فعلا رو مودِ خوردنه، شیر-عسل خیلی دوست داره و روزی 300 میل می خوره. غذا هم فعلا عاشق سوپ و آشِ... جدیدا هم قند ببینه، سیم ثانیه میگذاره تو دهانش.

مرواریدهای دخملی به 11 دونه رسیده و آسیاب پایین هم داره جوونه می زنه. عقب عقب دویدن و پرش از بلندی از پیشرفت های حرکتی دخملی هست که کلی برا ما دردسر ساز شده و خطرناک....  هوا سرده و بیرون رفتن ها محدود شده، به همین خاطرم زیاد تو خونه با هم بازی می کنیم، خدا رو شکر اصلا با بخاری مشکلی نداریم و دلنیا به هیچ وجه سمت بخاری نمیره، نسبت به اتو هم همینطوره، البته از اتو خیلی می ترسه.. 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

یکشنبه 23 آذر 1393 09:58 ق.ظ
سلام به مان آلای گل و دخمل عسلش دلنیا جون. چقد تو ملوسی موش موشک. خدا حفظت کنه. هر مطلبی رو که میخوندم همش یاد کوچیکیای شایلینم میفتادم. خدا همتونو حفظ کنه ایشالا. آلا جون ممنون بهمون سر زدین خانمی. من لینکتون میکنم با اجازه
مان الا سلام مامان عزیز و شایلین ناز
خوش اومدید، شایلین رو ببوسید
خواهش میکنم، بهترینا رو براتون آرزو دارم
پنجشنبه 20 آذر 1393 02:37 ب.ظ
ماشالله به پیشرفتای این دخمل ناناز
15 ماهگیت مبارک خوشکلم.
عزیزم سالگرد ازدواجتون مبارک.
مان الا ممنون عزیزم
پنجشنبه 20 آذر 1393 07:42 ق.ظ
فدای مامانی و دخملیش برم
وقتی متن هاتو میخونم ... تصورش میکنم ... دلم میخاد همین حالا کنارم بودین
دوستتون دارم ... برام دعا کنین
مان الا قربونت برم عزیزم
با یک عالم دلتنگی می بوسمت
مواظب خودت و خوبی هات باش، بهترینا رو برات آرزو دارم
سه شنبه 18 آذر 1393 11:32 ب.ظ
پست بدون عکی گل دختر گذاشتی مامانی
من عکی میخوام ، دلم برای لپای نازش تنگ شده
مان الا خاله جون زودی میام
درسا ناز رو ببوسید
سه شنبه 18 آذر 1393 12:51 ب.ظ
سلام
تبریک برای این همه5عاشقانه.ایشالا همیشه عاشق باشید و سلامت
الهه جون از عسل خاله عکس بذارت
تشکر
مان الا سلام عزیزم
ممنون جونم، دنیا دنیا شادی و بهروزی رو برات آرزومندم
می بو سمت
چشم
یکشنبه 16 آذر 1393 05:04 ب.ظ
مبارکش باشه الهه جونم منو ببخش که اینقدر بی مهری کردم نسبت به این خوشگل خانوم و مامان مهربونش اما خیلی خیلی دوستتون دارم بووووووس
مان الا فدات بشم عزیزم، این چه حرفیه، لطف شما همیشگی هست
راستی تولد دو قلوهاتون مبارک عزیزم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


درباره وبلاگ


چهارشنبه، 6شهریور 1392، ساعت 2:45 عصر خداوند ناب ترین حس دنیا یعنی مادر شدن و پدر شدن را به ما هدیه داد. دلبندمان را دلنیا نام نهادیم؛ به معنای کسی که با آگاهی به آرامش می رسد، دارای دلی آرام و مطمئن.
خدای مهربان سپاس بیکران

مدیر وبلاگ : مان الا
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :