تبلیغات
میوه دلمان، نور چشممان دلنیا - روزهای پایانی شهریور
ربنا هب لنا من أزواجنا و ذریتنا قرة أعین واجعلنا للمتقین اماما
میوه دلمان، نور چشممان دلنیا
شنبه 29 شهریور 1393 :: نویسنده : مان الا

سلام به همه ی دوستان عزیز، امیدوارم دلتون در این روزهای آخر تابستونی گرم گرم

 فرا رسیدن پاییز و مهر پر خاطره­ ش هم مبــــــــــــارکـــــــــــــ

ثانیه ثانیه خوشی رو براتون آرزومندم و امیدوارم روزهای پاییزی تون طلایی تر از همیشه و ماه مهرش هم  به معنای واقعی پر از مهر و صفا

همیشه از راه رسیدن پاییز و اول مهر برام یادآور حس های خیلی ناب و پر آب و تابه؛ از جمله خاطرات شور و شوق مدرسه رفتن. هنوز هم برای اول مهر به یاد روزهای خوب کلی دفترهای خوشگل و خودکارای رنگی می خرم و ذوقشون رو می کنم، دائم از پنجره رفت و آمد بچه ها رو نگاه می کنم و لذت می برم... جدایی از درس و دانشگاه برام غیر قابل تحمله...این چند روز اخیر هم مشغوله کارای پایان نامه بودم و البته دو تا مراسم جشن عقد و عروسی هم داشتیم اون هم جشن دوستان و هم کلاسی های دوران کارشناسی...کلی خوش گذشت و دیداری تازه کردیم بعد یک مدت طولانی 7-6 ساله...جای دوستان دیگه خالـــــــــــــــــی

کار پایان نامه هم دیگه داره زیادی طول می کشه و حسابی ریختم به هم، شرایط رفت و آمد واقعا مشکله از طرفی دخملی ناناز اذیت میشه، از طرفی همسری باید مرخصی بگیره ودیگه اینکه مامانم هم همرامون باید بیاد تا زمانیکه من میرم دانشگاه دلنیا جونی رو نگه داره، خلاصه کلی اذیت میشیم ولی استاد موافقت نمی کنه با ارسال ایمیلی و تازه این همه سختی برای یک دیدار 5 دقیقه ای...این بار که رفتیم مامان نتونست بیاد ولی خدا روشکر دخملی خیلی همراهی کرد و پارک کنار دانشگاه با باباجونش کلی خوش گذرونده بود...دوباره باید آخراین هفته برم دانشگاه و تکرار ماجرا...با این همه دارم روز شماری می کنم کار پایان نامه تموم بشه و شروعی دوباره و دکترا...      

 

دخملی در حال راز و نیاز





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

دوشنبه 14 مهر 1393 05:37 ب.ظ
خاله قربون راز و نیازت بشه عزیز دلم
مان الا قربونت برم خاله مهربون
درسا مروارید ببوسید
پنجشنبه 10 مهر 1393 01:13 ب.ظ
سلام یادم رفته بود اسمم رو بگم
صبایی هستم دیگه
امیدوارم هرچه زودتر کارای پایان نامه تموم بشه
مان الا سلام قربونت
فدای تو
انشاالله
شنبه 5 مهر 1393 09:21 ب.ظ
سلام الهه جون،ایشالا هر چه زودتر خبر خوش از دفاع پایان نامت بدی.
هیچوقت پارک کنار دانشگاه به چشمم نیومده بود
ماشالا به دختره نازت
مان الا سلام قربونت برم
انشاالله
اتفاقا پارک با صفاییه....
موفق باشی استاد جونم، خیلی خوشحال شدم
چهارشنبه 2 مهر 1393 02:01 ب.ظ
ای جانم چه دخمل عسلیییییییییییی.
راستی مهرتان مبارك.
مان الا مهر شما هم مبارک و جاودانه
سه شنبه 1 مهر 1393 03:10 ب.ظ
سلام بر جیگرطلای خاله
خوبی الا جونم؟
قربونش برم
دلم براش تنگ شده
از طرف من 2 تا ماچ
مان الا سلام قربونت برم
خاله جون چرا اسمت نگفتی؟
ما هم دلتنگیم
دوشنبه 31 شهریور 1393 06:28 ب.ظ
خوش به حالش ...
منم تاب تاب میخام....
مان الا
دوشنبه 31 شهریور 1393 04:03 ب.ظ
ماشاا.. به این دخمل ناز، ماشاا..
مان الا هربار که به وبلاگ دخملیت سر میزنم دلم کلی شاد میشه، قوبونش که اینقد نانازه
مان الا فدات بشم عزیزم
انشاالله یک نی نی ناز و خوشمزه مثه خودت در بهترین زمان خدا بهتون هدیه کنه
خاله جون خیلی دلتنگتیم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


درباره وبلاگ


چهارشنبه، 6شهریور 1392، ساعت 2:45 عصر خداوند ناب ترین حس دنیا یعنی مادر شدن و پدر شدن را به ما هدیه داد. دلبندمان را دلنیا نام نهادیم؛ به معنای کسی که با آگاهی به آرامش می رسد، دارای دلی آرام و مطمئن.
خدای مهربان سپاس بیکران

مدیر وبلاگ : مان الا
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :